مازیار چون در آغاز حکومت محلی خویش با مخالفت خویشان نزدیک مواجه شد، به بغداد رفت. او به درگاه مأمون خلیفه راه یافت خلیفه حکمرانی نواحی تحت حکومت قارن را به او واگذار کرد. در بازگشت، او مدعیان خود را که در آغاز کار با وی به مخالفت برخواسته بودند از میان برداشت و تمام طبرستان و رویان را قلمرو خویش اعلام کرد.

او خراجی را که باید به طاهریان می داد تا آنها به خلیفه دهند را نداد، اما در عین حال پرداخت آن را قطع نکرد و به همان اندازه که در نزد مأمون تعهد کرده بود، بی واسطه نزد خلیفه فرستاد. بدین گونه با قطع رابطه با والی خراسان، در واقع نسبت به دیوان خلیفه و سازمان مالی و اداری او به طور غیر رسمی اعلام عصیان کرد و خراسان و بغداد را بر ضد خود برانگیخت.

در زمان قیام بابک، مازیار تمایل خود را برای متحد شدن و برقراری ارتباط با رهبر خرم دینان ابراز کرد و قرار بود دیداری بین این دو صورت گیرد که با کوتاهی بابک و دسیسه های اطرافیان میسر نشد.

این حرکت به طور ناخواسته و به دلیل رفتار تحقیر آمیز اعراب و مالیات های سنگین و تحمیل دین اسلام روح جامعه ایرانی را در این منطقه آماده انقلابی بر ضد خلیفه کرد. به طوری که این اتحاد ایرانی ضد اسلام و عرب موجب نزدیکی خرم دینان و مزدکیان و مردم طبرستان شد

"من (مازیار) و خيدر بن کاوس و بابک هر سه از دير باز عهد و بيعت کرده ايم و قرار داده بر آن که دولت از عرب بازستانيم و ملک و جهانداري با خاندان کسرويان نقل کنيم "<سعید نفیسی.کتاب بابک خرمدین دلاور آذربایجان .چاپ 1955/ صفحه 57>

پس از مرگ بابک مازیار نقشه ای برای قتل خلیفه ترتیب داد ولی این نقشه ناکام ماند چرا که شخصی به نام افشین(که بابک رانیز به دام اعراب انداخته بود.و از خیانت کاران بزرگ تاریخ ایران بود) خلیفه را مطلع کرد و تعداد زیادی از سربازان ایرانی توسط اعراب که از قبل از تصمیم آنها مطلع بودند کشته شدند.
لازم به ذکر است که خود افشین نیز یکسال پس کشته شدن مازیار به فرمان خلیفه به قتل رسید.

با آغاز نهضت ضد اسلامی مازیار، مردم بر ضد اعراب فئودال که از زمان حمله مسلمانان در آن جا باقی مانده بودند قیام کردند. مازیار دستور داد ثروتی که از اعراب طبرستان بدست آمده به بالای کوه های اطراف برده و در روزنه ها بریزند و بدین گونه اطمینان یافت که حتی در صورت شکست از خلیفه ثروت حکومتش بدست شاه عرب نخواهد رسید.

زرتشتی های طبرستان به خاطر روحیات وحشی گرایانه و لباس سیاه سپاهیان مسلمان، اسلام را دین سیاهی و به خاطر لباس سفید موبدان زرتشت و شیوه جوانمردی ارتش ایران آئین خود را دین سپیدی می پنداشتند.

سرانجام او بخاطر خیانت برادرش کوهیار به دام سربازان خلیفه افتاد و با تحقیر و تمسخر بخاطر عقاید زرتشتی اش(در آن زمان تازه مسلمانان و اعراب رفتار بسیار تحقیر آمیز و ناشایستی با زرتشتیان ایران داشتند.و از آنجا که شایعاتی مبنی بر مسلمان شدن مازیار در زمان حضور او در بغداد وجود داشت وی را مرتد تلقی میکردند)به سامرا برده شد.

مازيار به معتصم پيشنهاد كرده بود كه او را زنده گذارد و در مقابل اموال بسيار بستاند اما خليفه رد كرد و در همان مجلس محاكمه فرمان داد او را چهارصدوپنجاه تازيانه زدند و همينكه دست از او باز  داشتند آب خواست بنوشيد و جان سپرد.

منبع:www.khandoon.org